ماهانماهان، تا این لحظه: 14 سال و 8 ماه و 12 روز سن داره

ماهان ماه آسمونی ما

تولد 2سالگی محدثه جون

عزیز مامان جمعه تولد محدثه جون بود و رفتیم تولد.همه چیز زیبا و با تم رنگین کمون .شما هم تا میز خوراکی ها رو دیدی زود رفتی طرفشون و کلی پفک نوش جان کردی.گوشه لپتو ببین.میدونی چیهههههههههههههه؟ پفک . این هم شما با محدثه رنگین کمون همه مشغول بازی و شما طبق معمول مشغول انگشت زدت تو کیک.آخه چقدر من باید شرمنده مردم بشم.ولی عیبی نداره مامانم بلاخره تو هم بچه ای دیگهههههههههههه. محدثه جون تولدت مبارک. ...
7 تير 1393

ولیمه دایی احمد

حدودا 2هفته پیش ،دایی احمد به همراه لیلا جون و فاطمه خانم به سرزمین وحی سفر کردند.خوش به سعادتشون.ایشاا... خدا قسمت همه بکنه.خلاصه ما واسه بدرقه کردنشون به فرودگاه رفتیم.بعد از 10 روز که خیلی واسه ما زود گذشت چه برسه به خودشون،به وطن بازگشتن و مجددا به پیشواز آنها در فرودگاه رفتیم.بعد از 2روز در باغ تالاری ولیمه دادن.خیلی با صفا بود و همه چی عالی و بر وفق مراد شما بچه ها.چون اونجا حوض آب داشت.شما و بچه ها هم کلی حال کردید و آب بازی. این هم عکس شما با شما حاجیه کوچولو این هم ماکتی از کعبه که داده بودن بیرون درست کرده بودن و شما هم در حال فضولی کردن ...
27 خرداد 1393

حال و هوای این روزهای پسرک ما

اول از همه از شما پسر گلم معذرت می خواهم که دیر به وبت اومدم تا مطالب جدیدو برات بزارم.آخه مامانی یه کم درگیر درسهام می باشم.در عوض الان جبران میکنم. جونم برات بگه که روز به روز شیرین تر و عاقل تر میشوی و خدا رو شاکرم برای این نعمت بزرگ .از حال و هوای این روزهات بگم خیلی وقته سعی داریم شما رو از پوشک بگیریم ولی عزیزم نمیدونم چی باعث شده که شما از دستشویی بترسی و در  اونجا جیش نمی کنی.حتی بعد از 4الی 5 ساعت هم که باز باشی وقتی میبریمت تو دستشویی خیلی گریه میکنی و جیش نمیکنی.تصمیم گرفتیم که یه کم دیرتر شروع کنیم.دیگر این که اکثر روزها به پارک میری ولی چه پارکی.پسر به این کم رویی ندیم.سرسره و تاب سوار نمی شی.فقط نگاه می کنی.جدیدا یه...
31 ارديبهشت 1393

سیزده بدر 93

ماهان جونم دوباره آخر تعطیلات عید شد و سیزده بدر.طبق معمول هر ساله روز سیزدهم فروردین را در دامان طبیعت گذروندیم.امسال به خونه خاله مریمشون رفتیم.خیلی خوش گذشت .مخصوصا که برای شما سرگرمی های زیادی وجود داشت.بعد از صرف ناهار،آش رشته هم نوش جان کردی و قبلش  هم با هم یه سری به دیگ آش زدیم. تمام آب این وان رو ریختی این شما و این هم دامان طبیعت   ایشاا..... همیشه زندگیت مانند طبیعت سرسبزو زنده باشد گل پسرم.   ...
14 فروردين 1393

سفر به شمال 4

واما این بار هم چمخاله.آره مامانی روز چهارم فروردین 1393 بودکه به شمال رفتیم.این بار با بابایی و مامان زری و عمه مهشیدشون و عمه فرشتشون.البته همه اینها روز سوم رفتن ولی ما چون بابا وحید سر کار بود،یه روز دیرتر از این ها رفتیم.طبق معمول سفرهای دیگه خوش گذشت و شما هم سرگرمی های زیادی رو داشتی و البته این بار هم آرمان جون بهت اضافه شده بود و به زور می اوردیمتون و خونه .همش می گفتین دد. یکی از سرگرمیهاتون این بود که پدر مرغ و خروس ها رو در آوردین   تفریح در طبیعت زیبا وباز هم دوچرخه سواری دنبال پرندگان این بار بازی در زمین فوتبال و این هم دریا همیشه به سفر و آن هم به  شمال زی...
13 فروردين 1393

نوروز 1393

امسال هم نوروز 93 را با وجود شما جشن گرفنیم.آره گل پسرم سومین سالی هست که شما نوروز را در کنار من و بابا وحید هستی.این را که می نویسم از یک طرف ناراحت گذشت زمان هستم که چه زود می گذره ولی از یک طرف خوشحال که شما روز به روز بزرگتر میشی و نوروزی ما هم با شکوه تر.آخه پسرم نمی دونی امسال تو چیدن سفره هفت سین چقدر کمک کردی.واقعا میگم.وقتی داشتم سنجدارو میچیدم تو هم خیلی کمکم کردی.الهی فدات بشم مننننننننننننننننننننن. این هم سفره هفت سین تخم مرغی با کمک آقا ماهان. اون شیرینی پنجره ای هم دست پخت مامان مرضی . قبل از تحویل سال چقدر دنبالت کردم تا لباس تنت کنم با رکابی فرار کردی.( سالی که نکوست از بهارش پیداست) ا...
3 فروردين 1393

این روزهای آقا ماهان

  ای عزیز زندگیمون،ای گل همیشه بهارم، خیلی وقته که به وبلاگت سر نزدم.حق بده این روزها خیلی سرمان شلوغه بلاخره نزدیک عید دیگه. از حال و هوای این روزهات بگم که هرروز که داری بزرگ و بزرگتر میشی و تو دل من و بابا وحید بیشتر جا باز می کنی،حرفها و کارهای زیادی یاد گرفتی.مثلا از وقتی که از شیر گرفتمت عادت کردی هر شب موقع خواب شیر پاستوریزه بخوری و تا میاییم تو رختخواب میگی ایر ایر یعنی شیر و پشتش می گی دی تاپ یعنی تی تاپ .میخوری و بعد می خوابی.اگه یه شب شیر تو خونه نباشه خیلی بهونه می گیری. راستی ناگفته نمونه که الان یه هفته ای هستش که تو تخت خودت می خوابی البته تو اتاق ما(یعنی تخت تو رو آوردیم تو اتاقمون)البته وقتی خوابت ...
26 اسفند 1392