چهارشنبه سوري
ديشب چه شب قشنگي بود.واقعا كه اين رسم و رسوم ايراني چقدر جالبه. ولي بعضي اوقات هم خطرناك .بايد خيلي مواظب بود .پسرم اين دومين چهارشنبه سوري بود كه در كنارما بودي ولي پارسال خيلي كوچولو بودي (يك ماهه) و اين چيزا رو نميفهميدي.الهي قربونت بشم ولي امسال تلافي كرديم و يه سري وسايل آتش زا و بدون خطر واسه شما خريديم و به خانه مامان زریشون رفتیم.چون همه بچه ها اونجا بودن .همگی رفتیم بالا پشت بام و اونها را واسه شما روشن كرديم.اما نمی دونم چرا شما ترسیدی.طوری که همش گریه می کردی.فکر کنم بخاطر صداها بود.خلاصه ذوق ما را کور کردی و مجبور شدم بیارمت تو خونه و فش فشه ها را اونجا واست روشن کردم.. به ياد سرخي گونه هات...








