تولد یک سالگی پسرمون
و هر روز در برابرم بزرگ و بزرگتر میشوی و ما هم خدا را شکر می کنیم بخاطر این نعمت بزرگ.بله مامان جون یک ساله شدی و ما هم دیشب تولد یک سالگیت را جشن گرفتیم
.به نظر خودمون که خیلی خوش گذشت.من و بابا جون هم خیلی واسه این تولد زحمت کشیده بودیم.خصوصا که می خواستیم همه چی تم باب اسفنجی باشه.
چون شما خیلی باب اسفنجی رودوست دارید.کلی مهمون داشتیم.همه خوششون اومده بود.
راستی چند روز قبل از تولد شما را به آتلیه بردیم که عکس 1 سالگیتو بندازیم.

عکس های تولد





گیفت هایی که به بچه ها دادیم.(پاک کن باب اسفنجی و عکس شما)

به یک مکافاتی یه عکس دسته جمعی از بچه ها گرفتیم


همه مهمون ها کلی زحمت کشیده بودن و کادو آورده بودن.
دست همشون درد نکنه

و اما کادوی مامان و بابا(البته روز بعد از تولد)

و اما بخش خوشمزه تولد.موقع شام بود
دست مامان مرضی درد نکنه که از چند روز جلوتر مشغول پخت و پز بود.غذاهای خیلی خوشمزه



ایشاا ...تولد 120 سالکیت.


تولد یک سالگی پسرمون
