دومین شب یلدای عزیز دلمون
پسر گل مامان و باباش،امسال هم دومین شب بلند زیبای سال را در خونه آقاجون و مامان مرضی گذروندی.عمه مهشید و دایی محمد،ایلیا جون و خاله راضیه و خاله معصومه هم در آنجا مهمون بودن.خلاصه کلی خوش گذشت.
مامان مرضی و آقاجون هم کلی زحمت کشیده بودن و این میز یلدا را آماده کرده بودن

من هم تا کسی حواسش نیست یه کمی تخمه بخورم.آخه منم دل دارم

دیدید موفق شدم..............

عمه مهشیدم هم زحمت کشیده بودو 2تا کادوی خوشگل واسه من و ایلیا جون خریده بود

یلدا یعنی بهانه ای در کنار هم بودن،زندگی یعنی گذراندن همین بهانه های کوچک و گذرا.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


دومین شب یلدای عزیز دلمون
