اولین شب یلدای گل پسرمون

پسرم دیشب اولین شب یلدایی بود که در کنارمون بودی.هرچند سال قبل تو دل مامانی بودی ولی باز اینقدر وجودتو احساس نمی کردیم.امسال ما شب یلدا به خونه بابایی و مامان زری رفتیم که همه بچه ها اونجا بودیم خیلی خوش گذشت.مامان زری هم که زحمت کشیده بود کلی خوراکی آماده کرده بود که شما هم بیشتر اونو می تونستی بخوری و نوش جان هم کردی.خلاصه دلی از عزا در آوردی..gif)

ولی مامان جون، همه تو این شک بودن که کدام هندونه را بخورن

و شما هم تو فکر خوردن این هندونه و کدو حلوایی بودی که آخر سر هم هندونه خوردی وهم وقتی مامان زری این کدو را پخت از اون هم خوردی که چقدر هم دوست داشتی

این هم عکس شما با آقا آرمان(پسر عمه فرشته)

ایشاا....عمرت به بلندای شب یلدا و همیشه کنار خانواده ات خوش و خرم باشی گلم
.gif)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


اولین شب یلدای گل پسرمون
