ماهانماهان، تا این لحظه: 14 سال و 8 ماه و 15 روز سن داره

ماهان ماه آسمونی ما

روزهای غم انگیز آخر سال

بهار زندگیم،ماهانم این روزها که داریم به آخر سال نزدیک میشویم و با وجود سرما ،ولی بهار را احساس می کنیم،سرمان خیلی شلوغ بخاطر خانه تکانی .حس خیلی خوبی را داشتیم که داریم به سال جدید نزدیک میشویم و آن هم با وجود شما. ولی یه خبر بد باعث شد که تمام این شادیهامون از بین بره و اون هم فوت برادر آقاجون(عمو هادی)بود که چند وقتی بود در بستر بیماری بودن و به رحمت خدا رفتن. خداوند روحش را شاد گرداند.عزیزم به همین دلیل وقت نمی کنیم خیلی به وبلاگت سر بزنیم.ما را ببخش و گلایه از ما نکن. پس بیایید تا دنیا دنیا هست قدر همدیگر را بدونیم. ...
21 اسفند 1391

پیشواز مکه مامان زری

ماهانکم: 5شنبه رفتیم فرودگاه.آخه مامان زری رفته بود مکه.خوش به سعادتش.ما هم چون دلمون خیلی واسش تنگ شده بود واسه زودتر دیدنش به  فرودگاه رفتیم. ساعت 12 شب آمدن و شما هم با این که هر شب اون موقع خواب بودید ولی اون شبو بخاطر مامان زریت بیدار مونده بودی.مامان زری زیارتت قبول. مامان زری زحمت کشید بودن و کلی سوغاتی واسه شما آورده بودن و شما هم کلی خوشحال  مامان زری دستت درد نکنه.ایشاا..همیشه به زیارت ...
12 اسفند 1391

عاشق ماشین لباسشویی

پسرم این روزها چیزی که بیشتر تو را سرگرم می کنه ماشین لباسشویی است. هر چند از چند ماه پیش دوست داشتی ولی الان حسابی باهاش سرگرمی.این هم عکس سنداش زود باشم تا مامان و بابا از راه نرسیدن حالا نمی دونم چه جوری برم داخلش آخ آخ حیف که دیر شد مامانم از راه رسید الان منو دعوا می کنه ...
8 اسفند 1391

تولد یک سالگی پسرمون

و هر روز در برابرم بزرگ و بزرگتر میشوی و ما هم خدا را شکر می کنیم بخاطر این نعمت بزرگ.بله مامان جون یک ساله شدی و ما هم دیشب تولد یک سالگیت را جشن گرفتیم .به نظر خودمون که خیلی خوش گذشت.من و بابا جون هم خیلی واسه این تولد زحمت کشیده بودیم.خصوصا که می خواستیم همه چی تم باب اسفنجی باشه. چون شما خیلی باب اسفنجی رودوست دارید.کلی مهمون داشتیم.همه خوششون اومده بود. راستی چند روز قبل از تولد شما را به آتلیه بردیم که عکس 1 سالگیتو بندازیم. عکس های تولد گیفت هایی که به بچه ها دادیم.(پاک کن باب اسفنجی و عکس شما) به یک مکافاتی یه عکس دسته جمعی از بچه ها گرفتیم همه مهمون ها کلی زحمت کشیده بودن ...
20 بهمن 1391